اضطراب یکی از رایج‌ترین مشکلات سلامت روان در زنان باردار است روایت تلاش بانوی مشهدی که با ۳۰۰ زن داوطلب یک محله را متحول کرد خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی در دوران یائسگی بیشتر است تیم ملی والیبال بانوان به بازی‌های آسیایی ناگویا نمی‌رود هر واحد خون جان ۳ بیمار را نجات داد| جهش ۱۱۹ درصدی اهدای خون بانوان خراسانی در دل جنگ یک تصمیم ملی برای مد و لباس در مشهد| طراحان زن آماده باشند شستن ظرف‌ها یا درس خواندن بچه‌ها؟ | چرا مغز شما همیشه کار سخت را به تعویق می‌اندازد؟ متروی شیراز برای مادران باردار و دارای فرزند خردسال، رایگان شد مادران بخوانند| معرفی چند راهکار برای خوابیدن به موقع کودکان لجباز تغییر در میزبانی رقابت‌های لیگ برتر زنان| جلسه کمیته فنی برگزار شد ضرورت تشخیص و درمان افسردگی پس از زایمان| نشانه‌های مهم کدامند؟ حضور بانوان در موکب ها، یکی از زیباترین جلوه‌های اسلام اجتماعی گفت‌و‌گو با زهرا قبادی، مدرس و هنرمند سفال و سرامیک | سفال باید روح و هویت داشته باشد جشن ازدواج لاکچری یا یک عمر آرامش؟ | مادران چطور ناخواسته دخترانشان را مصرف‌گرا تربیت می‌کنند؟ آمار تکان‌دهنده سازمان بهداشت جهانی: از هر ۶ زوج در جهان یک زوج با ناباروری مواجه است اعزام تیم ملی کاراته بانوان ایران به بیست‌ودومین دوره رقابت‌های قهرمانی آسیا حضور بیش از یک‌هزار زن بدهکار مالی در زندان‌های کشور استعمال دخانیات و اضافه‌وزن؛ مهم‌ترین عوامل سرطان در زنان تیم ملی والیبال زنان ایران در جایگاه هفتم مسابقات کافا| امتیازآورترین بازیکن دیدار ایران و فیلیپین چه کسی بود؟
سرخط خبرها
سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

  • کد خبر: ۳۸۰۴۵۰
  • ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۰
در میان داستان‌های پرهیاهوی شاهنامه، گاه زنانی ظاهر می‌شوند که نه با شمشیر، که با خرد و تدبیر، سرنوشت‌ها را تغییر می‌دهند. سیندخت، مادر رودابه، یکی از همین چهره‌های درخشان است؛ زنی که در میانه عشق، سیاست و جنگ، ایستاد و با عقل و شجاعت، مسیر تاریخ را عوض کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، در کابل، فرمانروایی از تبار ضحاک به نام مهراب حکومت می‌کرد. هم‌زمان، در ایران منوچهر بر تخت پادشاهی نشسته بود. مهراب همسری خردمند به نام سیندخت و دختری زیباروی به نام رودابه داشت.

روزی زال، فرمانروای زابل، قصد سفر به کابل کرد. مهراب که آوازه زال را شنیده بود، او را به مهمانی دعوت کرد؛ اما زال این دعوت را نپذیرفت، چراکه مهراب بت‌پرست بود و بیم سرزنش پدرش، سام، را داشت. با این حال، مهراب در خانه از زال به نیکی یاد کرد و همین سخنان، جرقه عشقی بزرگ را در دل رودابه افکند.

سرنوشت چنان رقم خورد که رودابه با یاری کنیزانش توانست زال را از نزدیک ببیند و میان آن دو عشقی ژرف شکل گرفت. زال ماجرا را در نامه‌ای برای سام نوشت و سرانجام رضایت پدر را به دست آورد. این خبر خوش به‌واسطه زنی به رودابه رسید و او نیز در پاسخ، هدایایی برای پیام‌آور فرستاد.

اما این دیدار پنهانی از چشم سیندخت دور نماند. مادر، که به زن بدگمان شده بود، حقیقت را از رودابه جویا شد و دختر، بی‌پرده از عشق خود گفت. سیندخت، زن را آزاد کرد، اما نگران پیامد‌های این دلدادگی شد؛ چراکه می‌دانست خشم منوچهر و خطر جنگ، کابل را تهدید می‌کند.

وقتی مهراب از ماجرا آگاه شد، خشمگین گردید و حتی قصد جان دختر را کرد، اما سیندخت با خردمندی مانع شد و پیام رضایت سام را به او نشان داد. با این حال، با رسیدن خبر عشق زال و رودابه به گوش منوچهر، بیم آن رفت که حکومت به تبار ضحاک برسد و فرمان جنگ صادر شد.

در این لحظه حساس، سیندخت نقشی سرنوشت‌ساز ایفا کرد. او نزد سام رفت، خود را معرفی کرد و گفت:

نه مهراب گناهکار است و نه مردم کابل؛ اگر خون می‌خواهی، جان من بستان و از جنگ بگذر.

سام که خرد و شجاعت این زن را دید، نامه‌ای به منوچهر نوشت. شاه ایران پس از مشورت با موبدان و دیدار با زال، سرانجام به این پیوند رضایت داد و بدین‌گونه، خرد یک زن، عشق دو جوان و سرنوشت دو سرزمین را از جنگ نجات داد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.